حجتالاسلام والمسلمین انصاری استاد و پژوهشگر حوزوی در گفتوگو با خبرنگار خبرگزاری حوزه، با اشاره به آیات ۲۲ تا ۲۴ سوره مبارکه شعراء اظهار داشت: خداوند متعال در این آیات میفرماید: وَ تِلْکَ نِعْمَةٌ تَمُنُّها عَلَیَّ أَنْ عَبَّدْتَ بَنِی إِسْرَائِیلَ / قالَ فِرْعَوْنُ وَ ما رَبُّ الْعالَمینَ / قالَ رَبُّ السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ وَ ما بَیْنَهُما إِنْ کُنْتُمْ مُوقِنینَ.
وی در ادامه افزود: حضرت موسی(ع) در پاسخ به منتگذاری فرعون، حقیقتی بنیادین را آشکار میسازد و میفرماید: آیا این نعمتی است که بر من منت میگذاری، در حالی که بنیاسرائیل را به بردگی کشاندهای؟ این پاسخ نشان میدهد که مسئله اصلی در تقابل موسی(ع) و فرعون، تنها یک اختلاف سیاسی یا اجتماعی نبود، بلکه نزاعی عمیق بر سر ربوبیت، منشأ مشروعیت قدرت و حق حاکمیت بر انسانها بود.
«عَبَّدْتَ»؛ مفهومی فراتر از یک ظلم تاریخی
استاد حوزه علمیه با بیان اینکه تعبیر «عَبَّدْتَ بَنِی إِسْرَائِیلَ» صرفاً به یک رفتار فردی یا مقطعی اشاره ندارد، تصریح کرد: واژه «عَبَّدْتَ» از یک فرآیند ساختاری، مستمر و سازمانیافته سلطه سخن میگوید؛ فرآیندی که هدف آن محرومسازی انسانها از استقلال، آزادی و حق تعیین سرنوشت و تحمیل اراده حاکمان بر ملتها است.
وی ادامه داد: اگرچه مصداق تاریخی این آیات، رفتار فرعون با بنیاسرائیل است، اما منطق قرآن محدود به یک دوره تاریخی خاص نیست. بر همین اساس، استبداد در عصر حاضر نیز میتواند در قالبهای جدید و پیچیدهای ظهور پیدا کند.
حجتالاسلام والمسلمین انصاری، سلطه نظامی، سلطه اقتصادی، سلطه فرهنگی و رسانهای و سلطه سیاسی را از مهمترین جلوههای معاصر استبداد دانست و گفت: اشغال سرزمینها، تحمیل حکومتهای وابسته، اعمال تحریمهای ظالمانه، وابستهسازی اقتصاد کشورها، تضعیف هویتهای دینی و ملی از طریق ابزارهای رسانهای و همچنین دخالت در امور داخلی ملتها و تحمیل قراردادهای نابرابر، همگی نمونههایی از صورتهای نوین همان استبدادی هستند که حضرت موسی(ع) آن را محکوم کرد.
ریشه استبداد در ادعای ربوبیت
وی با اشاره به پرسش فرعون از حضرت موسی(ع) مبنی بر اینکه «وَ ما رَبُّ الْعالَمِینَ»، خاطرنشان کرد: این سؤال صرفاً یک پرسش معرفتی نبود، بلکه تلاشی برای حفظ مبنای مشروعیت قدرت فرعون محسوب میشد؛ زیرا پذیرش ربوبیت الهی به معنای نفی حق سلطه مطلق او بر انسانها بود.
پژوهشگر حوزوی خاطرنشان کرد : فرعون نمیتوانست بپذیرد که تدبیر نهایی عالم از آنِ خداوند است؛ چراکه در این صورت، بنیان مشروعیت نظام استکباری او فرو میریخت. از همین رو، قرآن میان استبداد انسانها و انکار ربوبیت الهی پیوندی عمیق برقرار میکند.
وی تصریح کرد: در دنیای امروز نیز هر قدرتی که برای خود حق تصمیمگیری درباره سرنوشت ملتهای دیگر قائل باشد و بخواهد اراده خود را بر آنان تحمیل کند، در حقیقت همان منطق فرعونی را ـ هرچند با ظاهری مدرن و سازوکارهایی متفاوت ـ بازتولید کرده است.
ربوبیت الهی؛ مبنای نفی سلطه انسان بر انسان
حجتالاسلام والمسلمین انصاری با اشاره به پاسخ حضرت موسی(ع) به فرعون اظهار داشت: موسی(ع) ربوبیت الهی را با این عبارت معرفی میکند: «رَبُّ السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ وَ ما بَیْنَهُما»؛ یعنی پروردگار آسمانها، زمین و هر آنچه میان آن دو قرار دارد.
وی افزود: این تعریف دو ویژگی اساسی دارد؛ نخست شمول و فراگیری ربوبیت الهی که همه هستی را دربرمیگیرد و دوم، انحصار و اصالت آن؛ بدین معنا که حق تدبیر و مالکیت حقیقی عالم تنها از آنِ خداوند است و هیچ قدرتی در عرض او چنین حقی ندارد.
استاد حوزه علمیه ادامه داد: بر اساس این منطق، حق تدبیر حقیقی تنها از آنِ خداوند است و هیچ قدرت بشری نمیتواند برای خود حق سلطه مطلق بر ملتها قائل شود. مشروعیت حکومت نیز تنها در چارچوب ارزشهای الهی و با پذیرش مردم معنا پیدا میکند، نه از طریق تحمیل و اجبار بیرونی.
مبانی قرآنی نقد سلطهگری
وی در ادامه با تبیین مبانی قرآنی مقابله با سلطهگری گفت: ممنوعیت استبداد ملتها در منطق قرآن ریشه در توحید ربوبی دارد. قرآن کریم با تأکید بر اینکه «إِنِ الْحُکْمُ إِلَّا لِلَّهِ» حاکمیت مطلق را مختص خداوند میداند و هرگونه ادعای استقلال در حاکمیت را نفی میکند.
استاد حوزه افزود: قرآن همچنین با بیان این حقیقت که «إِنْ کُلُّ مَنْ فِی السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ إِلَّا آتِی الرَّحْمنِ عَبْدًا»، همه انسانها را بندگان یک پروردگار معرفی میکند؛ بنابراین هیچ انسانی حق ندارد دیگری را به بندگی خود درآورد یا برای خود جایگاه سلطه ذاتی قائل شود.
پژوهشگر حوزوی خاطرنشان کرد: از منظر قرآن، هر ساختاری که خود را صاحب اختیار مطلق انسانها بداند و برای خود حق تصمیمگیری مستقل درباره سرنوشت ملتها قائل شود، در حقیقت به حریم ربوبیت الهی تجاوز کرده است.
استبداد؛ زمینهساز اطاعت شبهعبادی از قدرت
وی با بیان اینکه استعباد صرفاً یک پدیده سیاسی یا اقتصادی نیست، اظهار داشت: هنگامی که قدرتی برای خود حق تدبیر مطلق قائل میشود، به تدریج اراده آن قدرت جایگزین اراده الهی میشود، معیارهای ارزشگذاری بر اساس خواست او شکل میگیرد و اطاعت از آن قدرت جنبه مطلق پیدا میکند.
حجتالاسلام والمسلمین انصاری افزود: در چنین شرایطی، سلطه اجتماعی به نوعی اطاعت شبه عبادی تبدیل میشود؛ در حالی که در منطق قرآن، اطاعت مطلق تنها شایسته خداوند متعال است. از این رو، مقاومت در برابر استبداد و سلطهگری صرفاً یک اقدام سیاسی نیست، بلکه دفاع از توحید اجتماعی و پاسداری از جایگاه ربوبیت الهی است.
توحید ربوبی؛ بنیان آزادی انسان
وی تأکید کرد: پاسخ حضرت موسی(ع) به فرعون، یک قاعده بنیادین را ترسیم میکند؛ خداوند خالق همه هستی است، خالق حقیقی تدبیرکننده واقعی نیز هست و از همین رو، حق حاکمیت و تدبیر نهایی تنها از آنِ اوست.
استاد حوزه علمیه تصریح کرد: بر اساس این اصل، هیچ نظام انسانی حق ندارد سرنوشت ملتها را در اختیار مطلق خود بگیرد و هرگونه سلطهای که اراده خود را بر اراده مردم تحمیل کند، با توحید ربوبی ناسازگار است.
وی افزود: توحید در نگاه قرآن صرفاً یک باور ذهنی نیست، بلکه ساختاری آزادساز برای جامعه انسانی است که انسان را از هر نوع بندگی غیرخدا رهایی میبخشد و مشروعیت را تنها در چارچوب ارزشهای الهی تعریف میکند.
حجتالاسلام والمسلمین انصاری در پایان خاطرنشان کرد: توحید ربوبی ستون اصلی آزادی انسان است و استبداد ریشه در شرک ربوبی دارد؛ از این رو، جامعهای که حقیقت توحید را درک کرده باشد، هرگز سلطهپذیری را نمیپذیرد و در برابر هرگونه نظام استبدادی و سلطهمحور ایستادگی خواهد کرد، زیرا در منطق قرآن، تسلیم شدن در برابر ارادهای غیر از اراده الهی، نوعی انحراف از مسیر بندگی خالص خداوند محسوب میشود.
انتهای خبر/










نظر شما